
سایت ویکی پدیا او را اینگونه معرفی میکند"او در سال ۱۳۰۳ شمسی در بروجرد متولد شد و در سنین نوجوانی به تهران آمد و ضمن اشتغال در ادارات دولتی، خوانندگی را به عنوان کاری ذوقی و هنری انتخاب کرد و ادامه داد . همایون پور ضمن بهرهگیری از شیوه آوازی چهرههای نامی موسیقی آوازی ایران چون ادیب خوانساری و تاج اصفهانی، نزد کسانی چون ابوالحسن صبا و حسین یاحقی نیز آموزش دید؛ این همنشینیها تا به جایی پیش رفت که حسین یاحقی، یکی از مشهورترین آثار خود را که "جوانی" نام داشت و در مایه افشاری ساخته شده بود، به همایون پور جوان داد تا آن را اجرا کند.این تصنیف در سال ۱۳۲۷ توسط همایون پور خوانده و به طور مستقیم از رادیو پخش شد.همکاری او با حسین یاحقی و خواهرزاده شهیر او پرویز یاحقی تا اواخر دهه ۳۰ شمسی نیز ادامه یافت که منجر به خلق آثاری به یاد ماندنی در موسیقی ایران شد ؛ "نوای چوپان" ، "در کنج دلم" و چند تصنیف دیگر حاصل این همکاری مشترک بود. بعدها این تصانیف از سوی برخی از خوانندگان بازخوانی شد . عمده آثار همایونپور در سالهای قبل از ۱۳۳۲ خوانده شد که به دلیل نبود امکانات ضبط اثری از آنها باقی نمانده است . یکی دو اثر باقی مانده وی نیز چند سال قبل از سوی انتشارات ماهور در مجموعهای منتشر شد که اعتزاض همایون پور را نیز به دنبال داشت . از قرار مجموعهای از خاطرات این چهره موسیقی آوازی نیز تدوین شده است که هنوز از انتشار آن خبری نیست متاسفانه اکثر آثار قابل اعتنای این ردیف دان و آوازخوان نامی در سالهای انتهایی دهه ۲۰ و ابتدایی دهه ۳۰ از رادیو پخش شد که به دلیل نبود دستگاه ضبط از آنها اثری به جا نمانده است . زنده یاد همایونپور بر ادبیات فارسی نیز مسلط بود و از چهرههای ثابت محافل معروف ادبی، به خصوص ادبیات و شعر کهن به شمار می رفت که نمود بیرونی آن را می توان در تسلط بی چون و چرای وی بر شعر، در آثار آوازی اش مشاهده کرد.
استاد همایونپور، درحالی دارفانی را وداع گفت که به رغم کهولت سن وضع جسمانی مناسبی داشت، اما بیماری قلبی به وی مهلت نداد و صبح دوشنبه ۷ فروردین در بیمارستان مهراد به دیار باقی شتافت . پیکر استاد «منوچهر همایونپور» ساعت ۹ صبح سه شنبه ۸ فروردین، از مقابل بیمارستان «مهراد» به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شد .
دانلود تصنیف زیبای نوای چوپان
برگرفته از سایت آواز اصیل
با عرض پوزش از کم کاریم در طی این مدت،به دلیل مشکلاتی نتونستم مطلب جدیدی بزارم.انشالله دیگه بیشتر فعال می شوم.
امشب داشتم یه تصنیف زیبا از استاد تجویدی با صدای هایده گوش میدادم،که مناسب دیدم که اونا برای دوستان بزارم تا استفاده کنند.
دوستان این شعر زیبای حافظ را بخوانید و به عمق معنای آن فکر کنید،واقعا" دیوانه کننده است.

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینهها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
که چون شکنج ورقهای غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است
فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست
زبان ناطقه در وصف شوق نالان است
چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
طولانی ترین شب سال را به همه ی ایرانیان تبریک می گویم.امیدوارم که از این فرصت زیاد فقط برای شادبودن استفاده کنید،زیرا اگر برای ناراحتی استفاده شود این شب به اندازه ۱۰۰سال می باشد.پس غنیمت بشمارید برای شادبودن و اگر با نوای موسیقی هم هم نوا بشید لذت چندین برابر خواهید برد.

اگر به جمع خستگان به گوش دل شکستگان
پیام ما ترانه ما نمی رسد سرود عاشقانه ما نمی رسد
بدان که با همه خموشی امید من پر از ترانه و پیامم
مبر ز یاد خود تو ما را امید من مزن به سنگ فتنه جامم
اگر چه سر به زیر پر دارم گره چو غنچه بر جگر دارم
هوای نغمه خوانیم نرفته از یاد سروش آسمانیم نرفته از یاد
به صفای چمن چه سحرها ره صحرا نگرفتم
ز نسیم صبا چه خبر ها که ز گلها نگرفتم
شبی ز قدسیان نشانه ز پرتو سحر بگیرم
مگر چو مهر جاودانه دوباره بال و پر بگیرم
دل اگر بدهی بازم به فلک رسد آوازم
به فرازم اگر خواهی بگشا پر پروازم

تکنوازان:
تار: استاد جلیل شهناز
کمانچه: استاد هابیل علی اف
تنبک: جهانگیر ملک
آهنگ: استاد علی تجویدی
تنظیم: فریدون شهبازیان
شعر: بیژن ترقی
واقعا" کلام سعدی غوغا می کنه،هر چه قدر که شعرهای سعدی را بخوانیم تازه تشنه تر می شویم،خودتان بخوانید و قضاوت کنید.
|
|

